دومین اردوی اماده سازی جهت صعود به ارتفاعات بلند
ساعت 13 بعد از بررسی لوازم توسط امین شادوند سرپرست و حسین تولا مربی تیم ساعت 14:30 از گنبد به سمت شاهرود حرکت کردیم و ساعت 17:45 از مسیر قطار زرشک به سمت قله حرکت کردیم اول مسیر باران شدیدی به باریدن گرفت و همچنین رعد وبرق با تمام شدت مثل ببر وحشی غرش میکرد ولی این چیزها روحیه تیم خوب ما ضعیف نمیکرد سرپرست اعضای گروه بعد از 15 دقیقه حرکت دستور بازگشت داد که میخواست امتحان کنه ببینه کسی اعتراض میکنه یا نه که بدون صحبت اضافه همه برگشتیم ولی مثل اینکه این برنامه از قبل هماهنگ شده بود و کم کم سر قدم مسیر به طرف قله پیش گرفت با اینکه همه فکر می کردیم داریم برمیگردیم ولی در اصل داشتیم صعود می کردیم.باران همچنان می بارید و تقریبا همه بچه ها خیس شده بودیم و حرکت بیشتر خطرناک بود به همین دلیل به ارام اول که رسیدیم تقریبا ارتفاع 3000 به دستور سرپرست کمپ برقرار کردیم و همه به داخل چادرها رفتیم و لباسهای خیس عوض کردیم و همچنین لباسهای خشک شروع به خشک کردن که یکی از تمرینات این برنامه بود خشک حرکت کردن و خیس نبودن.بعد از خوردن شام و سر زدن سرپرست به تک تک چادرها و از وضعیت بچه ها همراه با< قاشق>البته برای تست غذای بچه ها سوءتفاهم نشه .برف نسبتا شدیدی از نصفه های شب به بعد گرفت بعد از رفتن به کیسه خواب ها به خواب خوبی فرو رفتیم که واقعا لذت بخش بود .نزدیک های صبح به علت شدت برف به بیرون چادرها میومدیم و بعد از تمیز کردن برف ها از دور چادر و روی چادر دوباره به داخل چادر میرفتیم .این برف تا ساعت 9 صبح ادامه داشت. و بعدش کم کم قطع شد.دیگه همه از چادرها بیرون اومدیم و لباسهایی که یکمی نم داشت به طرف افتاب پهن کردیم تا خشک شود. چون دیگه وقت کمی برای صعود قله داشتیم سرپرست تا ساعت 1 استراحت داد و بعد از جمع کردن کمپ تمرین برف کوبی به صورت عرضی در شیب های نسبتا تند و نحوه استراحت در این شیب ها و همچنین بهمن گیر بودن بعضی از مسیرها و زمان حرکت در مسیرهای بهمن گیر و اقدامات اولیه در گیر کردن بهمن اموزش داده شد .بعد از این اموزش ها به سمت پایین حرکت کردیم که هوا هم رو به تاریکی می رفت .مسیر بین شکاف دره برای برگشت انتخاب شده بود ئاشتیم فرود میومدیم که باز طبق یک برنامه از قبل تعیین شده یکی از بچه ها خودش به مصدومیت زد بدون اینکه ما خبر داشته باشیم الکیه به جز 3 نفر که 2 نفر سرپرست های گروه بودند و 1 نفر هم جواد یوسفیان که اونم رفت جلو به حساب به هلال احمر زنگ بزنه بالاخره مصدم دروغین توسط اقای حسین تولا بسکت شد و با تلاش بی وقفه بچه ها به اول باغها رسیدیم که سرپرست دستور باز کردن بسکت داد که یکدفعه مصدوم بلند شد و همه هاج و واج مونده بودیم.و جز یک تمرین بسکت کردن و حمل مصدوم چیز دیگه ای نبود و واقعا درس خوبی بود.ساعت 18 به سمت گنبد حرکت کردیم و برنامه پایان یافت.
افراد شرکت کننده در برنامه:احمد کولف-مظفر فریدونی-یحیی حسن خانی-حسین تولا{مربی}امین شادوند{سرپرست}جواد شهرکی-جواد یوسفیان-هادی ریاضی- عیسی داسار-مهدی جاهد{رامیان}حامد قهرمانی-مسلم رحمانی
از اقایان امین شادوند و حسین تولا به خاطر زحماتی که با جان ودل برای این گروه می کشند کمال تشکر داریم .
و همچنین روحیه دادن اقای علی اسماعیلی و یوسف صمدی و سایر دوستان واقعا خسته نباشید .



امین شادوند سرپرست تیم چه حالی میکنه همراه با قاشقش!!!

باز مسخره بازی این جواد هم شده بابا بزرگ روز به روز سنش بیشتر میشه .




محل کمپ از بالای مسیر و حرکت بچه ها ساعت 13

استراحت در مسیر و نحوه صحیح کوله گذاشتن روی زمین

کوله حامد به علت بد فیکس شدن روی زمین توسط جواد 400 متر شوت شد.

بسکت کردن مصدوم توسط حسین تولا و سایر بچه ها

حمل مصدوم توسط تلاش بی وقفه بچه های گروه

